امروز رفتم با هم بیرون بدشم دیدن مانی عزیزم
خوش گذشت وقتی با هم هستیم گذر زمان متوجه نمیشم
واسه نهار رفتیم بیرون یه پیک نیک دوستانه
یه چیز جالب خونه امنه که رسیدیم هرچی در زدیم کسی در باز نمیکرد
با سنگ زدم ... با دست در زدم .. صدا کردیم اما جواب نمی یومد
اخرش گفتم من رو در میرم ....خیلی جالب بود ....
از رو در رفتم در باز کردم دس وپام شستم کلی تو حیاط خندیدیم هنوز صاحب خونه متوجه نشده
دوسم ازم عکس گرفته حالا بدا عکس فیلمای امروز میزارم بخصوص عکسای مانی .....
امروز امنه بهم میگه خیلی شبیه هندیاااا هستی فقط خال وسط ابروها کم داری
این حرفو خیلیااااا بهم گفتن خوب من چشمک .................حالا بماند ؟؟؟
حس حرف ندارم ...فیلمو میزارم راستی چطور بزارم من بلدم نیستم کمکم کنید
در ضمن من عاشق نشدم گاهی دل ادم میگیره منم دلم گرفته بود ....
مثل امروز که دل سارا گرفته بود دلم واسش کباب شد یه لبخند ازش ندیدم ...
یعنی امروز دل همه گرفته بود ...اما همه بازم میخندیم ..
راستی تو راه برگشت گوشی دوس زنگ خورد میگه بابامه هیچی نگین ...هیس
یهو حس شیطنتم گل کرد صدایی گربه رو در اوردم ...نابغه ام
راننده رو همچی خندش گرفته بود ............
باباش میگه کجایی؟؟؟
میگه تو ماشینم ...میگه صدایی گربه میاد .... بهم نگاه میکنه میگه زوره باد بود ....
او لحظه دوس داشت سرمو بکنه ....ما اینقد دلقکیم سر دستشونم منم....
در جواب اقای که این کامنتو گذاشته :
سلام شیرین
من از تهرانم
اگه دوست داشتی با من دوست بشی میل بزن واقعا ارزششو دارم
genius7_7@yahoo.com
جواب :
من کسی رو در حد خودم نمیبینم ....هم صحبیتی با من لیاقت میخواد که هر کسی نداره..
حماقت نکیند دیکه واسه من ایمیل یا شماره نزارین چرا که اپ بعدی من حتما خواهد بود
پ ن : دلم میخواد دوباره برم مشهد ......................
پ ن : داره رعد برق میزنه .....
پ ن : الان میرم زیر بارون میگن زیر بارون دعا زودتر مستجاب میشه
اینم عکس شاهکاریام عکس مانی تو ادامه مطلب گذاشتم چشش نکنیداااااااا عزیز منه

ادامه مطلب